دیگه باید تکلیف خودم و این وبلاگ رو روشن کنم!به چه صورت باید بنویسم.
1-می خواهم یک وبلاگ پر خواننده داشته باشم و
فقط مطالب عمومی نوشته شود؟ (سیاسی ،طنز، سکس)
2-یا وبلاگی که در آن آزادانه حرف بزنم و صرفا نقش دفترچه خاطراتی
را داشته باشد که همه می توانند بخوانند.
یا وبلاگی در اون احساساتم را آزادانه بیان کنم که ممکنه به مذاق
بعضی از دوستان خوش نیاد و یا بعضی از نزدیکان نباید
آن را بخوانند.که در این صورت نباید به آنها آدرس رو بدهم.
خوب این وبلاگ دیگه چه ارزشی داره؟نمی دونم چه کار باید بکنم؟
فکر کنم باید یک خود سانسوری خفیف رو اجرا کنم.تا بتونم به بقیه هم آدرس
این وبلاگ را بدهم. در ضمن مثل وبلاگ های این بچه لوس ها هم نشه.
ولی یک چیز رو می دونم این کانتر بغل رو بر میدارم . چیز وسوسه کننده ای است
خیلی وابستگی ایجاد میکنه. خیلی بده آدم به یک شی وابسته بشه.(اینکه شی هم نیست)
یک خودنویس داشتم که تو مدرسه به من جایزه داده بودند تنها چیزی در دنیا بود
که حس می کردم مال خودمه. خیلی دوستش داشتم . ولی می ترسیدم اگه یک روز
گم بشه چه کار کنم؟ برای همین ازش دل کندم .دادمش به بهترین دوستی که تو دبیرستان
داشتم . میدونید چی شد؟ گمش کرد . در عزض کمتر از یک ماه! ولی من ناراحت نشدم!
چون کاری که باید می کرد کرده بود. "تنها چیز" به "بهترین". دیگه مهم نبود چی میشه.
حالا این چندتا صفر دوتا عدد میخوان من رو اذیت کنند. به قول علی F--- you. و من عملاً
این کار را خواهم کرد.
امیر هم رفت. نمی دونم چرا هر وقت میره من دلم می گیره آخه نه اینکه هر موقع
که تهرانه 24 ساعته می بینمش! ولی باز هم موقعی که میره دلم میگیره .
( امیر اگه یک وقت اینو خوندی لوس نشی)*

-------------------------------------
*کافر همه را به کیش خود پندارد