Furniture

1- خدا هیچ موجودی را درگیر اسباب کشی نکند. یک هفته تمام وقت من را گرفت. هیچ کاری نتونستم بکنم. باید پروژه دکتر را یک هفته ای تحویل می دادم ، هنوز کاری نکرده ام

2- این مامان هم چه با حال بود و ما نمی دونستیم. خونه قبلی که بودیم ماهی یکبار می آمد طبقه بالا، که من بودم، اون برای اینکه مطمئن شه همه چی سر جاشه. موقعی هم می اومد که من خونه نبودم. حالا هم می خواست یک سوهان را به من بده از زیر در انداخت تو ! حتی در را باز نکرد. فکر نمی کردم این قدر به خلوت من احترام بگذاره.

خوب البته این نشون میده که ما چه قدر بچه خوبی هستیم که این قدر به ما اطمینان دارند. ما اینیم دیگه. البته یک روایت دیگری هم هست که میگه : خودش می دونه آقا پسرش هیچ بخاری نداره برای همین خودش رو به زحمت نمی اندازه.

3- کلی شانس آوردید که من این چند روز آنلاین نبودم وگرنه اون قدر چس ناله می شنیدید که حد و حساب نداشت. نمی دونم چرا امشب این قدر شارژم. (دروغ گفتم می دونم! ولی به شماها نمی گم!)

4- دیگه روده درازی نمی کنم. خودم هم حوصله خوندن نوشته های زیادم را ندارم چه برسه به بقیه.فقط یک چیزی، آهنگ "جوونی هم بهاری بود و بگذشت" منوچهر سخایی را حتما گوش کنید فکر کنم اسم آهنگ "جونی" است.

الان خیلی خسته ام . حسنی به مکتب نمی رفت وقتی می رفت جمعه می رفت. ما هم تمام مدت هفته 2 ساعت کلاس مفید نداریم وی عوضش 4 شنبه ها تمام وقت باید کلاس  بریم. فکرش رو بکنید: ترم آخر(9) باشید 4 شنبه ها هم کلاس برید. دریغ از یک چهره آشنا. حداقل یکی نیست که بتونی دو کلمه با او صحبت کنی. شب هم کلی حرف داشته باشی بزنی ولی از خستگی نتونی. پس جیش،بوس،لالا تا یک روز دیگه.

سه شنبه 8  مهر 1382


  1- امروز بعد از مدتها بی خیال از همه چی خندیدم. بدون اینکه فکر چیزی باشم.  بدون اینکه برایم مهم باشه دیروز چی شده یا فردا چی می خواد بشه. از این عبارت متنفرم ولی واقعیته: "مثل قدیما" دوباره دور هم جمع شدیم و مثل قدیما خندیدیم هر چند که 5 دقیقه هم نشد ولی باز خیلی بهتر از اصلاً نبودنه .

2- یکی از مزایای این جور خندیدن اینه که تا یکساعت هر کی بهت میرسه می پرسه " چرا امروز این قدر شارژی". 

3- امروز امیر گفت آدمها مثل ریگ کف رودخانه هستند و دوستان مثل آب روان میان و میرن. حیف که تا مدتی از این حرفش تو کمای روحی بودم و گرنه همون جا جوابش رو می دادم. نه عزیز دلم! دوستان آدم آب روان نیستند که بیان و برن. تو هم اگر در تمام مدت زندگیت تنها دفعه ای که اشک پدرت رو دیدی اون موقعی بود که دوستش از سرطان مرد، این حرف رو نمی زدی. همون دوستی که از موقعی که پدرت حتی ریش درست حسابی هم نداشت، پشت بابات، تو عکسها بود تا موقعی پدرت باید با ریش سفید تو مراسم ختمش شرکت میکرد. اون بنده خدایی هم که گفته " آدم بی برادر به که بی دوست" به خدا از سر مستی یک چیزی نپرونده. وگرنه تا حالا که این گفته اش باقی نمی موند.

 راستی یک چیز دیگه: اون ریگ ته رود خونه را هم، همون آبهای روان تغییر شکلش می دهند. نه ریگ های دیگه!

4- باز هم مزایا! ولی دستش درد نکنه! من معنی این شعر فریدون مشیری را فهمیدم که میگه:

....تو به من گفتی از این عشق حذر کن

لحظه ای چند بر این آب نظر کن

آب آینه عشق گذران است

  تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است....

ذوشنبه 7  مهر 1382


  1-
شب نیلوفری (سیاوش قمیشی با صدای ابی)

باید از عطر اقاقی تو رو آغاز کنم

با صدای خیس بارون تو رو آواز کنم

از تماشای قناری به تو پرواز کنم

 

به تو پل می زنم از بهانه هامو

از همه شبانه ها مو،میرسم به تو دوباره

بوی تو عطر تو میدن ترانه هامو

پر اسمت میشن عاشقانه هامو

از گل و شعر و ستاره، میرسم به تو دوباره

 

نیستی اما یادت اینجاست

وقت گل کردن رویاست

 

به تو من میرسم از این شب نیلوفری

به تو میرسم من از این راه خاکستری

به تو که خاطره هامو به همیشه می بری

 

به تو پل می زنم از بهانه هامو

از همه شبانه هامو،میرسم به تو دوباره

بوی تو عطر تو میدن ترانه هامو

پر اسمت می شن عاشقانه هامو

از گل و شعر و ستاره، میرسم به تو دوباره

 

ها ها ! چی خیال کردی! هر چی هم فرار کنی من بازم دنبالت هستم. البته تقصیر خودته! این تو بودی که خاطره هامو به همیشه بردی. خود کرده را هم تدبیر نیست. خواستی اولش فکر کنی. حالا حالا ها باید جورش رو بکشی!

امضا : بینام کنه

2- هیچی مسخره تر از این نیست که همه کشتی هات غرق شده باشند و تو بخواهی از مزایای تجارت بنویسی. اگر نفهمیدید منظور اصلیم چیه، یک خورده فکر کنید. از روی عمد عبارت به این معروفی را به کار بردم. اگر باز هم نفهمیدید پس خوش به حالتون. کاشکی من جای شما بودم.

3- یک جا خوندم که آدمهایی که در دوران تجرد سختی می کشند تو زندگی بعد از ازدواج انسانهای موفق تری هستند.  با این حساب در چند سال آینده آمار طلاق تو ایران باید به صفر برسه. سراغ هر کس میری یک جوری میناله.

1- شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد

    فریبنده زاد و فریبا بمیرد

    شب مرگ تنها نشیند به موجی

    رود گوشه ای دور و تنها بمیرد

    در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب

    که خود در میان غزلها بمیرد

    گروهی برآنند که این مرغ شیدا

    کجا عاشقی کرد، آنجا بمیرد

    من این نکته گیرم که باور نکردم

    ندیدم که قویی به صحرا بمیرد

    چو روزی ز آغوش دریا برآمد

    شبی هم در آغوش دریا بمیرد

    تو دریای من بودی آغوش وا کن

    که می خواهد این قوی زیبا بمیرد

2- آخیش! چه قدر راحت شدم! انگار که دوباره اینجا را به من دادند. امیر خدا خیرت بده که اینجا رو نمی خونی. الهی خدا دوست دخترهایت را ده برابر کنه! ای بابا! اینجوری که جمعیت ایران کفاف نمی ده. باید از خارج هم دوست دختر وارد کرد! خوب پس، الهی همین قدر نگهشون داره!

 از من به شما نصیحت هیچ وقت آدرس وبلاگتون را به آشنایتان ندید. البته نه همشون. یک سوپاپ اطمینان لازمه تا زیاد چرت و پرت ننویسید. البته در صورتی که قصد دارید حرف های مگو را بازگو کنید.

3- از این به بعد برای اینکه زیاد پای اینترنت ننشینم این جوری می نویسم. یعنی هر چند روز یکبار  نوشته های چند روزه را با تاریخ نوشته شدنشان به اینجا منتقل می کنم. یا شاید هم فوقش هفته ای یکبار آپدیت می کنم(البته اگر طاقت بیارم)

4- الان هم دارم کتاب " قورباغه را قورت بده" را می خونم کتابیه در مورد مدیریت زمان. چون هنوز تمومش نکردم نمی تونم بگویم چه جور کتابیه. ولی فلسفه اسم این کتاب اینه که " قدیمی ها  گفته اند اگر اولین کاری که باید هر روز صبح انجام بدهی این باشد که قورباغه ای را زنده قورت بدهی در بقیه روز خیالت راحت است که سخت ترین کار خود را انجام داده ای". یعنی اینکه اگر قرار است کار سختی را انجام بدهی تنبلی نکن هر چه زودتر انجامش بده. لازم به ذکر است که "قدیمی" های ولایت نویسنده کتاب، آقای برایان تریسی، این حرف ها رو زده اند وگر نه توی داهات ما که از این حرف ها نبوده.

5- منکه اینو خوندم کف کردم:

(توضیح" متن زیر را سعی کنید با سرعت بخونید. البته باید سواد انگلیسی شما در حد قابل قبول باشد)

Aoccdrnig to a rscheearch at an Elingsh uinervtisy, it deosn't mttaer in waht oredr the ltteers in a wrod are, the olny iprmoetnt tihng is taht frist and lsat ltteer is at the rghit pclae. The rset can be a toatl mses and you can sitll raed it wouthit porbelm. Tihs is bcuseae we do not raed ervey lteter by it slef but the wrod as a wlohe. 

interetisng! isn't it?

بیخود نبود من همیشه انگلیسی کلمه بنیاد (Bonyad) را می خوندم (Beyond)!

چهارشنبه 2 مهر 1382

1- طبق یک نظر خواهی توسط بی بی سی یک هفته بدون ایمیل بودن از عوض کردن خانه یا طلاق گرفتن تکان دهنده تر است

2- به نقل از وبلاگ استامینوفن

«چیزی که آزارم میده خود دروغات نیست..

اینه که فکر میکنی من اینقدر بیشعورم که همشو باور میکنم»

 

سه شنبه 1 مهر 1382

دیگه داره حالم به هم می خوره. فکر کنم در حال حاضر برای نصف مردم دنیا دلم تنگ شده. به خدا تـقصیر خودم نیست. فکر هر جنبنده ای که می کنم ، می بینم دلم می خواد دوباره ببینمش. کسی از شما ها نمی دونه مشکلم چیه؟ یا شاید اقتضای سنه؟ روانشناسی ،روانکاوی، چیزی  تو این مایه هانبود؟