1- اگه روزگار بیرحمه تو مهربون باش

اگه آفتاب می سوزونه  تو سایبون باش

حالا که تنهایی پای جونم  نشسته

بیا واسه من تنها تو همزبون باش     تو مهربون باش

اگه سرما کمین کرده کنار باغچه

واسه گلهای نیمه جون تو باغبون باش    تو مهربون باش

 MP3 278 KB


2- بالاخره کتاب سفید پوستان احمق
(Stupid White Men) مایکل مور هم به دستم رسید. یک آمار جالبی که بدنیست شما هم بدونید اینه:

حقوق معلمها در آمریکا کم است و آنها نسبت به این امر اعتراض دارند. چیزی دز حدود 30000 دلار در سال یعنی 2500 دلار در ماه.  حالا این قسمت رو داشته باشید . حقوق یک خلبان تازه کار هواپیماهای مسافر بری چیزی در حدود 8 الی 9 هزار دلار در ساله! یکی از شرکتهای هواپیمایی ممنوع کرده که خلبانانش به مراکز خیریه مراجعه کنند. و یکی از خلبانها با 4 بچه، از  بانک غذا،  غذا تهیه می کند که اسم و مشخصات مراجعه کننده را نمی پرسند.  به قول مایکل مور  قبلا هنگامی که از کنار یک کابین خلبان می گذشتم بو می کردم که مبادا خلبان الکل نوشیده باشد ولی الان بو می کنم که ببینم بوی غذای سگ می آید یا نه!

در کل خواندن این کتاب را توصیه می کنم. مخصوصا فصل " ما اول هستیم" که در آخر فصل به رهبران سیاسی خاص توصیه‌هایی کرده است. که احتمال می دهم قسمت مربوط به ایران حذف شده باشد.

Gold Rush

قسمتی از نامه چارلی چاپلین به دخترش ژرالدین
............. تو مرا نمی شناسی ژرالدین . در آن شبهای دور٬ بس قصه ها با تو گفتم ٬ اما قصه خود را هرگز نگفتم . این داستانی شنیدنی است‌: 
داستان آن دلقک گرسنه ای که در پست ترین محلات لندن آواز می خواند و می رقصید و صدقه جمع می کرد .این داستان من است . من طعم گرسنگی را چشیده ام . من درد بی خانمانی را چشیده ام . و از اینها بیشتر ٬ من رنج آن دلقک دوره گرد را که اقیانوسی از غرور در دلش موج می زند ٬ اما سکه صدقه رهگذر خودخواهی آن را می خشکاند ٬ احساس کرده ام.
با اینهمه من زنده ام و از زندگان پیش از آنکه بمیرند نباید حرفی زد . داستان من به کار تو نمی آید ٬ از تو حرف بزنیم . به دنبال تو نام من است:چاپلین . با همین نام چهل سال بیشتر مردم روی زمین را خنداندم و بیشتر از آنچه آنان خندیدند ٬ خود گریستم .

1- حال:

  امشب شب مهتابه

ولی من حبیبم را نمی‌خوام. فقط و فقط می‌خوام از شب مهتاب لذت ببرم. دست از نسیه بردار و نقد را بچسب که دیگه این را هم از دست می‌دهی. یه چیزی تو مایه های Stronger .

 

2- گذشته:

(ترانه شب‌زده خواننده ابی)

 عزیز بومی ای هم‌قبیله

 رو اسب غربت چه خوش نشستی

 تو این ولایت ای با اصالت

 تو مونده بودی تو هم شکستی

 

تشنه و مومن به تشنه موندن

 غرور اسمت یار ما بود

اون که سپردی به باد حسرت

 تمام دار و ندار ما بود

 

کدوم خزون خوش‌آواز

 تو رو صدا کرد ای عاشق

که پرکشیدی بی‌پروا

 به جستجوی شقایق

 

کنار ما باش که محزون

 به انتظار بهاریم

کنار ما باش که با هم

 خورشید رو بیرون بیاریم

 

هزار پرنده مثل تو عاشق

 گذشتن از شب به نیت روز

رفتن و رفتن صادق و ساده

 نیامدن باز، اما تا امروز

 

خدا به همراه ای خسته از شب

 اما سفر نیست علاج این درد

راهی که رفتی رو به غروبه

رو به سحر نیست شب زده برگرد

 

3- ماضی بعید:

(همسفر  گوگوش)

تو از کدوم قصه‌ای که خواستنت عادته

نبودنت فاجعه، بودنت امنیته

تو از کدوم از سرزمین تو از کدوم هوایی

که از قبیله‌ی من یه آسمون جدایی

....

قد آغوش منی نه زیادی نه کمی

منو با خودت با ببر من به رفتن قانعم

خواستنی هر چی که هست تو بخواه من قانعم

ای بوی تو گرفته تن‌پوش کهنه‌ی من

چه خوبه با تو رفتن، رفتن همیشه رفتن

چه خوبه مثل مثل سایه همسفر تو بودن

 

الان دوباره بویش کردم. دیگه بو نمی‌داد. دیگه اصلا مال من هم نیست. شده لباس کارگرها.

یادش بخیر، تا یک سال بعدش هم هنوز بویش را می‌داد. و من هنوز دستم رو جلوی هر چیزی که موقع فشار دادن فیش فیش می‌کنه می‌گیرم.

 

4- There is a difference between writing about you and writing for you

عجیبه که تا حالا نفهمیدی؟!

به ماری آنتوانت همسر لوئی شانزدهم گفتند مردم پاریس نان ندارند که بخورند. جواب داد: خوب کیک بخورند.
حالا شده حکایت ما و بعضی ها