"بریم اون طرف چند تا پاساژ دیگه هم هست"
این جا کجاست که چند تا پاساژ اونطرف ترش هست¿
سرمو بالا کردم دیدیم روی تابلو با یک فلش نوشته شده است تیمچه "حاجب الدوله".
وقتی که "سرا" و "تیمچه" بشه پاساژ حتما حجره هم می شه بوتیک و حاجی بازاری ها
هم می شوند salesman و gentleman.
یادش بخیر یک زمانی بازار می رفتی به زحمت یک خانم میدیدی.
حالا باید از میان زنها به زور جا باز کنی و رد بشی.
خانم خیال میکنه اومده شانزلیزه! یک دستش یک کیف گنده و کنارش هم آقای محترم.
تو بازاری که باید به پهلو راه رفت، یک تنه جا سه نفر را گرفته(همسر گرامی نقش یک همراه را ایفا می کرد)