روز مادر

 1- فکر کنم مامان بهترین هدیه روز زن را هم گرفت.قضیه از این قرار بود که یکی از دوست های پدرم میاد پهلوی پدرم دردل می کنه و از دست زنش شکایت میکنه. پدرم هم میگه من یک زن دارم به یک دنیا نمی دمش. کلاغا هم این خبر را درست روز زن به مامان می رسونن. آدم ها هم موقعی که نخواهند خوشحالیشون رو نشون بدن جالب می شن مثلاً ساعت 12 شب می شینن با پسرشون تخمه می خورن.

2- این تبلیغ های تلویزیون هم دیگه شورش رو در آوردن.

" می خوام برای همسرم کادو بخرم . آقا سکه دارید؟

- نه!

- نیم چه طور؟

- نه!

- ربع چه طور

- بله داریم رب ، رب تبرکه.

- کادو کنین

- مبارکه"

یخ کنی! این هم شد تبلیغ! هر تبلیغی برداشتن آخرش یک جمله "... بهترین هدیه برای روز مادر" اضافه کردند نشون میدن. ولی واقعا این تبلیغ کلاه ایمنی موتور سیکلت شهاب در خور تحسین بود.

3- از فردا دیگه خوندن برای فوق را باید شروع کنم.از همین الان دارم احساس حال به هم خوردگی پیدا می کنم. خدا را شکر تا اسفند بیشتر نیست. مرتیکه هفتادو نهی خجالت نمیکشه تو کنکور فوق لیسانس پارسال رتبه اش شده 50. حالا باید با همچین آدم هایی دست و پنجه نرم کنم.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد