1- شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد
فریبنده زاد و فریبا بمیرد
شب مرگ تنها نشیند به موجی
رود گوشه ای دور و تنها بمیرد
در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
که خود در میان غزلها بمیرد
گروهی برآنند که این مرغ شیدا
کجا عاشقی کرد، آنجا بمیرد
من این نکته گیرم که باور نکردم
ندیدم که قویی به صحرا بمیرد
چو روزی ز آغوش دریا برآمد
شبی هم در آغوش دریا بمیرد
تو دریای من بودی آغوش وا کن
که می خواهد این قوی زیبا بمیرد
2- آخیش! چه قدر راحت شدم! انگار که دوباره اینجا را به من دادند. امیر خدا خیرت بده که اینجا رو نمی خونی. الهی خدا دوست دخترهایت را ده برابر کنه! ای بابا! اینجوری که جمعیت ایران کفاف نمی ده. باید از خارج هم دوست دختر وارد کرد! خوب پس، الهی همین قدر نگهشون داره!
از من به شما نصیحت هیچ وقت آدرس وبلاگتون را به آشنایتان ندید. البته نه همشون. یک سوپاپ اطمینان لازمه تا زیاد چرت و پرت ننویسید. البته در صورتی که قصد دارید حرف های مگو را بازگو کنید.
3- از این به بعد برای اینکه زیاد پای اینترنت ننشینم این جوری می نویسم. یعنی هر چند روز یکبار نوشته های چند روزه را با تاریخ نوشته شدنشان به اینجا منتقل می کنم. یا شاید هم فوقش هفته ای یکبار آپدیت می کنم(البته اگر طاقت بیارم)
4- الان هم دارم کتاب " قورباغه را قورت بده" را می خونم کتابیه در مورد مدیریت زمان. چون هنوز تمومش نکردم نمی تونم بگویم چه جور کتابیه. ولی فلسفه اسم این کتاب اینه که " قدیمی ها گفته اند اگر اولین کاری که باید هر روز صبح انجام بدهی این باشد که قورباغه ای را زنده قورت بدهی در بقیه روز خیالت راحت است که سخت ترین کار خود را انجام داده ای". یعنی اینکه اگر قرار است کار سختی را انجام بدهی تنبلی نکن هر چه زودتر انجامش بده. لازم به ذکر است که "قدیمی" های ولایت نویسنده کتاب، آقای برایان تریسی، این حرف ها رو زده اند وگر نه توی داهات ما که از این حرف ها نبوده.
5- منکه اینو خوندم کف کردم:
(توضیح" متن زیر را سعی کنید با سرعت بخونید. البته باید سواد انگلیسی شما در حد قابل قبول باشد)
Aoccdrnig to a rscheearch at an Elingsh uinervtisy, it deosn't mttaer in waht oredr the ltteers in a wrod are, the olny iprmoetnt tihng is taht frist and lsat ltteer is at the rghit pclae. The rset can be a toatl mses and you can sitll raed it wouthit porbelm. Tihs is bcuseae we do not raed ervey lteter by it slef but the wrod as a wlohe.
interetisng! isn't it?
بیخود نبود من همیشه انگلیسی کلمه بنیاد (Bonyad) را می خوندم (Beyond)!
چهارشنبه 2 مهر 1382
1- طبق یک نظر خواهی توسط بی بی سی یک هفته بدون ایمیل بودن از عوض کردن خانه یا طلاق گرفتن تکان دهنده تر است
2- به نقل از وبلاگ استامینوفن
«چیزی که آزارم میده خود دروغات نیست..
اینه که فکر میکنی من اینقدر بیشعورم که همشو باور میکنم»
سه شنبه 1 مهر 1382
دیگه داره حالم به هم می خوره. فکر کنم در حال حاضر برای نصف مردم دنیا دلم تنگ شده. به خدا تـقصیر خودم نیست. فکر هر جنبنده ای که می کنم ، می بینم دلم می خواد دوباره ببینمش. کسی از شما ها نمی دونه مشکلم چیه؟ یا شاید اقتضای سنه؟ روانشناسی ،روانکاوی، چیزی تو این مایه هانبود؟
بينام عزيزم. من هم دلم برايت تنگ شده. ديشب بعد از اينکه با تو صحبت کردم عکست رو جلوی خودم گذاشته بودم و يک ربع بر و بر نگاه می کردم. خيلی دلم برات تنگ شده. هنوز صدايت را که که روی منشی تلفنی برایم پيغام گذاشته ای را شبها چند دفعه گوش می دم.
سلام دوست عزیز لطفا یه سر برو تویه وبلاگه من و در این امر که در وبلاگم توضیح کامل دادم مرا یاری کن مرسی
متن انگلیسی ت عالی بود. خیلی باهاش حال کردم.
بازم از این کارا بکن.
موفق باشی