Furniture

1- خدا هیچ موجودی را درگیر اسباب کشی نکند. یک هفته تمام وقت من را گرفت. هیچ کاری نتونستم بکنم. باید پروژه دکتر را یک هفته ای تحویل می دادم ، هنوز کاری نکرده ام

2- این مامان هم چه با حال بود و ما نمی دونستیم. خونه قبلی که بودیم ماهی یکبار می آمد طبقه بالا، که من بودم، اون برای اینکه مطمئن شه همه چی سر جاشه. موقعی هم می اومد که من خونه نبودم. حالا هم می خواست یک سوهان را به من بده از زیر در انداخت تو ! حتی در را باز نکرد. فکر نمی کردم این قدر به خلوت من احترام بگذاره.

خوب البته این نشون میده که ما چه قدر بچه خوبی هستیم که این قدر به ما اطمینان دارند. ما اینیم دیگه. البته یک روایت دیگری هم هست که میگه : خودش می دونه آقا پسرش هیچ بخاری نداره برای همین خودش رو به زحمت نمی اندازه.

3- کلی شانس آوردید که من این چند روز آنلاین نبودم وگرنه اون قدر چس ناله می شنیدید که حد و حساب نداشت. نمی دونم چرا امشب این قدر شارژم. (دروغ گفتم می دونم! ولی به شماها نمی گم!)

4- دیگه روده درازی نمی کنم. خودم هم حوصله خوندن نوشته های زیادم را ندارم چه برسه به بقیه.فقط یک چیزی، آهنگ "جوونی هم بهاری بود و بگذشت" منوچهر سخایی را حتما گوش کنید فکر کنم اسم آهنگ "جونی" است.

نظرات 3 + ارسال نظر

به مامانت تبریک میگم که اینقدر دمکراته

نمیدونم خدا در و تخته رو برای هم جور می کنه یا اصولا تو هیچ بخاری نداری ( البته فکر می کنم بازرسی فرودگاه اهواز هم بی تاثیر نباشه) فرودگاه کرمانشاه که روی ما خیلی تاثیر داشت. بای بای چوچوی نینیش خودم

[ بدون نام ] 1384/02/17 ساعت 13:25

اقا این اهنگ جونی رو از کجا دانلود کنم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد