سال اول یا دوم دبیرستان بودم و داشتم از کلاس زبان برمیگشتم تو خیابون مازندران بود که دیدم یک خانم لاغر با یک چادر مندرس کنار دیوار ایستاده و یک بچه با لباسی بدتر از خود آن خانم کنارش است. آن زن دوتا کفشش را از پایش درآورده بود و با پای برهنه در حالیکه فقط یک جفت جوراب پایش بود، کفشها را در کنار هم در یک دستش ،جلوی خودش گرفته بود. حتی یک کلمه هم نمیگفت و همان طور آرام انجا ایستاده بود . به طوریکه به بیننده القا میکرد از فرط استیصال مجبور به فروش کفش پایش شده است. نمیدونید من چه قدر ناراحت شدم و چه طور مسیر یکساعته تا خونه رو اومدم. فکر کنید دیدن چنین صحنهای در اون سن چه تاثیری روی ذهن آدم می گذاره. تا مدتها یادم بود و اونقدر برایم این صحنه سنگین بود که با هیچکس درباره اش صحبت نکردم.
سه چهار سال گذشت و من داشتم از میدان انقلاب رد می شدم که دیدم همون خانم با همون وضعیت کنار سینما سانترال ایستاده. بدون هیچ تغییری و باز هم یک جفت کفش کهنه برای فروش. باز ناراحت شدم ولی این دفعه از نوعی دیگر. که چه جوری من رو چندسال به بازی گرفته بود. میخواستم بروم پتهاش را روی آب بریزم البته همون موقع هم مطمئن بودم که از طرف تمام کسانی که اونجا بودند متهم به سنگدلی میشدم. چه مرد چه زن. و باید حدود شصتاد تا نطق غراء در مورد اینکه این جوانهای امروز چه قدر فلان و بیسار هستند میشنیدم. دلیلش رو دیگه خودتون میدونید که حس بشردوستی مخصوصا از نوع مونث در این مواقع چه فورانی داره . این رو گفتم که چشماتون رو باز کنید و هیچ وقت اجازه ندهید که با احساسات شما بازی کنند.
اینهم قولی بود که در کامنت چند پست قبلی داده بودم
نمیگم کار درستیه...اما نیاز ادمو به خیلی کارا وا میداره....خدا نصیب نکنه...
این که نیلز نیست. راست گفته. یک جور دزدیه
درسته اون خانم از روی نیاز مجبور به این کار شده ولی با این حال نباید این جوری با احساسات عموم بازی کنه. این جوری ما نسبت به هر چیزی بی اعتماد میشیم.
عزیز جان ایقدر چیزای مختلف دور و برمون اتفاق می افته که بعضی هاش واقعا احساساته آدمو میسوزونه (نسل سوخته) ؛ یعنی هچیی ازش باقی نمیذاره . اینطوری میشه که وقتی میبینی یکی داره جلوت جون میده هم کمک که هیچ؛ حالت هم یه جوری نمیشه !
خوب اگه با احساسات ماها به غنوان عموم بازی نشه خیلی ها سر گرسنه میخوابن نه؟ما هر وقت کمک میکنیم دلمون واسه طرفمون سوخته یعنی با احساسمون بازی شده....بازم میگم از کار اون دفاع نمیخوام بکنم.کار زشتیه اما....برای اون خانوم راه دوم چیه؟؟
این بالایی از نظرات یگانه من بود همینجا اعلام مالکیت میکنم...راستی اپ دیت نکنی ها...حتما من باید غر بزنم؟؟؟؟
حـــــــــتـــــــــــمـــــا مـــــــــن باید غر بزنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟